هیلاری کلینتون زنی پر از رمز و راز

هیلاری کلینتون زنی پر از رمز و راز

هیلاری کلینتون زنی پر از رمز و راز 

نامزد کنونی انتخابات ریاست جمهوری آمریکا زنی است که همیشه خبرساز بوده و اکنون همه دنیا وی را می شناسند. مرحله نخست انتخابات ریاست جمهوری 2016 بالاخره به پایان رسید تا مسیر انتخابات عمومی نمایان شود. با این حال همانطور که هیلاری کلینتون ماه گذشته و در ضیافت ناهار دوستانه در واشنگتن عنوان کرد،

 

هنوز راه بسیاری تا پایان خط باقی مانده و کارهای بسیاری برای انجام دادن وجود دارد.با وجود تاریخ و تجربه ای که کلینتون پشت سر دارد و آرایی که به نفع او مایل شده اند، وزیر امور خارجه پیشین آمریکا و بانوی اول سابق این کشور از مشکلاتی نام می برد

 

که در دهه های گذشته همواره با او بوده اند: «بسیاری از مردم در نظرسنجی ها عنوان کرده اند که نمی توانند به من اطمینان کنند. تمایلی ندارم که این موضوع را بشنوم و بارها در این باره فکر کرده ام که چرا باید مردم چنین احساسی داشته باشند.»

 

کلینتون ادامه داد: «شما نمی توانید به مردم بگویید که به شما اعتماد کنند بلکه باید این اعتماد را به دست بیاورید.» درست است که شاید هیلاری کلینتون هنوز هم نتوانسته دلیل اعتماد نکردن مردم را درک کند اما این موضوع تا حد بسیاری روشن است؛ مردم نمی توانند به کسی اعتماد کنند که او را به خوبی نمی شناسند.

 

در طول سالیان طولانی، هر گفته او، هر ایما و اشاره اش و هر مدل موی او زیر ذره بین قرار گرفته است و با این وجود هنوز هم شخصیت او برای بسیاری از رأی دهندگان، مرموز و ناشناخته است. هنوز میلیون ها آمریکایی این سیاستمدار باتجربه را به خوبی نمی شناسند و در تضادهای شخصیتی او گرفتار شده اند.

او که به عنوان یکی از طلایه داران حقوق زنان، کار خود را در اجتماع شروع کرد، تنها به این دلیل از ناسا خواست فضانورد شود که با سیاست های «ضد زن» آنها مقابله کند. زمانی که یک استاد دانشگاه در دانشکده قانون دانشگاه هاروارد عنوان کرد که این دانشکده نیاز به زنان بیشتری ندارد، تبدیل به یک ستاره در دانشگاه ییل (رقیب اصلی هاروارد) شد.

 

او پس از ازدواج، مدتی نام خانوادگی خود را حفظ کرد (و حاضر به تغییر و قبول کردن نام خانوادگی شوهرش نمی شد). هیلاری همچنین در اکثر دوران کاری خود درآمدی بیشتر از شوهرش به دست آورد و در نهایت همواره این ایده را به تمسخر گرفت که می تواند یک زن خانه دار و مادر همراه برای فرزندانش باشد.

 

جنش های فمینیستی وعده داده اند که چنین آزادی هایی باعث افزایش توان یک زن برای ایجاد هویت هایی قدرتمند می شود اما هنوز این وعده برای کلینتون به طور کامل محقق نشده است. هنوز هم هویت او در حال تغییر و دگرگونی است و به اندازه 40 سال قبل و زمانی که در انظار ملی قرار گرفت، مبهم است.

 

مقبولیت او نوسانات زیادی داشته و در زمان خدمت او به کشور اوج گرفت و در دوران رقابت های انتخاباتی کاهش یافت. سخنرانی نکردن او، وجود نداشتن کتابی از خاطراتش، فقدان مصاحبه یا تبلیغاتی فراگیر باعث شده است که اذهان عمومی در مورد او تردید داشته باشند. همراهان و هوادارانش تلاش کرده اند تا او را برای جامعه خود تعریف کنند؛ هر چند خودش از انجام این امر یا بازتعریف هویتش ناتوان مانده است.

 

معاون بیل کلینتون و رییس ستاد کارکنان کاخ سفید دوران ریاست جمهوری او، میلان وروبر خاطره لیموزین سواری خود با بانوی اول ایالات متحده را به یاد می آورد؛ اتفاقی که مربوط به 2 دهه پیش است. هیلاری، روی صندلی چرم ماشین لم داده و شروع به کنکاش دسته ای از برگه ها کرد.

 

این وظیفه هر روز او بود که به بررسی تحلیل های ناامیدکننده شخصیت های جهانی و غیرچاپلوس بپردازد؛ وظیفه ای که هیچ لذتی برای او به همره نداشت. وروبر می گوید: «من آن زن را دوست نداشتم.»به نظر می رسد که در این 2 دهه اوضاع تغییر زیادی نکرده است. حتی با وجود آنکه زندگی او فراز و نشیب فراوانی داشته

 

و از کاخ سفید و مجلس سنا و کابینه و دولت و در نهایت به مرحله نهایی انتخابات ریاست جمهوری رسیده است.روانشناسان هنوز هم متوجه انگیزه ها و دلایل رفتارهای او نمی شوند و منتقدان هم همچنان به اظهارنظر درباره شخصیت او مشغول هستند. شاید از نگاهی بتوان مسیر شغلی و فعالیت های او را روشن و سرراست متصور شد.

 

یک زندگی سرشار از سیاست های واقع گرایانه که در خدمت اهداف آرمان گرایانه ای مانند عدالت و ایجاد فرصت های اجتماعی برای زنان و کودکان قرار دارد.شاید از نگاه خود او و زمانی که از داخل به مسئله بنگریم، استانداردهای مشخص و بی طرفانه و دستاوردهای او با هر فرد حرفه ای دیگری در یک سطح قرار داشته باشد.

 

با این حال از دید دیگر و به ویژه اگر از بیرون به مسیر حرکت او نگاه کنید، قطعات مختلفی از پازل کاری او وجود دارند که در کنار یکدیگر قرار نمی گیرند.او قهرمان مادران شاغل است که با بانکداران وال استریت معاشرت دارد. او یک «ورشکسته مرده» (کلمات خود کلینتون) است که همزمان با خدمت عمومی خود در واشنگتن و نیویورک،

 

خانه های اعیانی خریداری می کند. او یک مدیر اجرایی چندکاره و با صلاحیت است که «به شدت بی احتیاط» (لغات رییس FBI) بوده و از سیستم ایمیل محافظت نشده استفاده می کرد. او الگوی فمینیسم است و در عین حال از یک شوهر خائن حمایت می کند.
سندرز منتقد کلینتون

در مرحله نخست رقابت ها بود که سناتور برنی سندرز، برخلاف انتظار رقبا، کلینتون را به باد انتقاد گرفت و هویت مبهم و متناقض او را آشکار کرد: «کلینتون آن چیزی نیست که ادعا می کند. او ادعا می کند که حامی ستمدیده ها است اما اوقاتش را با ستمگرهای بزرگ می گذراند. او می گوید که اشتغال زایی خواهد کرد

 

اما از تجارت آزاد دفاع می کند. او از عمل گرایی و پیش بردن کارها سخن می گوید اما واقعا چه تفاوتی بین عمل گرایی و باندبازی یا فساد وجود دارد؟»این انتقادها را شخصی نسبت به کلینتون مطرح می کند که هویت خودش مانند کارتن تلویزیونی، روشن و واضح است. هیلاری رودهام کلینتون، به گفته یکی از مشاوران خودش مشهورترین زنی است که هیچ کس او را به درستی نمی شناسد.

 

اگر قرار است برای تصورات اشتباه درباره انسان ها، خود آنها را مقصر بدانیم، پس کلینتون هم بدون اشتباه نبوده است. او هیچ گاه کاری انجام نداده که بتوان به سادگی او را شناخت. اقدامات و رفتارهای روشن و واضح او در برابر رفتارهای محافظه کارانه اش بسیار محدود بوده است.

 

راجر کلینتون، برادر ناتنی هیلاری، تنها اندکی پس از پیوستن به قبیله کلینتون عنوان کرد: «بر سر میز شام، مرغ بریان و پوره سیب زمینی بود.» او همچنین خانواده جنوبی خود را با یک «دیوار بتنی» مقایسه کرد. به عقیده وروبر، مشکل کلینتون ناشی از شخصیت ذاتی انسان ها است.

 

هر کدام از ما چندین بعد شخصیتی داریم اما کلینتون زیر ذره بین بی رحم اذهان عمومی قرار دارد. اگر شما از هر لحظه زندگی او یک عکس بگیرید، عکس کنونی با عکس پیشین تفاوت خواهد داشت اما حقیقت آن است که «همه ما بسیار بیش از آنچه به نظر می رسیم، پیچیده هستیم.»معاون دیرین کلینتون و محرم اسرار او می گوید: «نگاه شما هم بسیار تعیین کننده است. بر اساس نحوه نگرش شما است

 

که یک چیز را می بینید و چیز دیگری را نمی بینید.» هویت کلینتون ممکن است ترکیبی از تصاویر و چهره های مختلف او باشد. شما به امید آنکه به چهره حقیقی او پی ببرید، این تصاویر را یکی پس از دیگری به نظاره می نشینید اما نتیجه امر، گیج شدن بیش از پیش شما است. هیچ گاه نمی توانید دو تصویر یکسان از کلینتون پیدا کنید.

 

موضوع دیگری که بر وخامت اوضاع افزوده است، زمینه ظهور کلینتون و مسئولیت های مختلفی است که او بر عهده داشته است.او به عنوان یکی از نوادگان فرماندهان حاضر در جنگ های صلیبی شناخته می شود و نقش هایی مانند بانوی اول کشور، دیپلمات و وزیر امور خارجه، عضو کمیته امنیت ملی مجلس سنا،

 

عضو بنیان خیریه کلینتون و … را برعهده داشته است که هر کدام از آنها شیوه های رفتاری مختلفی را طلب می کرده است اما مهم تر از همه، افزایش بی اعتمادی و شناخت ناچیز مردم از شخصیت اصلی او است.شاید به همین دلیل است که وظیفه اصلی او از اکنون تا ماه نوامبر که انتخابات برگزار می شود، ایجاد یک تصویر واحد و یکپارچه از خود است که مردم بتوانند آن را باور کرده و به آن اطمینان کنند.
مصلحت اندیشی

هویت چیزی نیست که فقط به دنبال آشکارسازی آ« باشیم بلکه زاویه نگاه ما و برداشت ما هم تغییر دهنده نتیجه این جستجو است. در حال حاضر و در مرحله نهایی انتخابات ریاست جمهوری، آن تصویر نهایی که کلینتون دوست دارد ببینیم، یک فرد عملگرا است که می تواند باعث پیش رفتن کارها شود.

 

او همچنین می خواهد او را به عنوان فردی باور کنیم که در مواقع لزوم می تواند اصول بازی را تغییر دهد و حتی در صورت نیاز یک سازشکار باشد.این تفاوت در شیوه بازی هم یکی از مسائلی است که بیش از پیش بر پیچیدگی های شخصیتی او افزوده است. زمانی که بیل کلینتون اداره ایالات متحده را برعهده داشت

 

و در برنامه بیمه و مراقبت های پزشکی شکست خورد، بانوی اول وقت کشور، به دفاع از استراتژی شوهرش پرداخت.محافظه کاری دلیل هیلاری برای این جبهه گیری بود. آنها به طور همزمان و برای آنکه موقعیت خود را در کشور و نظام سیاسی کشور خود تقویت کنند، شروع به پیگیری پروژه هایی کردند که از نگاه کنگره مخالف آنها بسیار مثبت بودند.

 

برخی از این پروژه ها البته بسیار موفقیت آمیز بودند و تبدیل به منابعی برای غرور ملی آمریکا شدند. یکی از آنها برنامه بیمه سلامت کودکان بود که در حال حاضر هم 8 میلیون نفر را زیر پوشش خود دارد. هیلاری که در سال 2000 هم به دنبال کسب یک کرسی خالی نیویورک در مجلس سنا بود، این رویکرد را ادامه داد.

 

او با وجود آنکه تبدیل به یک شخصیت جهانی شده بود، سرش را پایین انداخت و وقتش را صرف انجام امور کوچکی کرد که (به دلیل مقبولیت در بین رفقا و رقبا) می توانستند جایگاه او را تقویت کنند. او از کرسی خالی و وسوسه کننده کمیته روابط خارجی سنا چشم پوشی کرد تا بتواند جایگاهی در پنل نیروهای مسلح به دست آورد.

 

او در جایگاه جدید خود توانست با قدرت و اراده اش تفرقه شهروندان نیویورک را از بین برده و صلاحیت خود را برای مدیریت مسائل امنیت ملی ثابت کند. او همچنین توانست راهی برای احیای کشاورزی در حال مرگ مناطق شمالی ایالت نیویورک پیدا کند.

 

کلینتون صنعت رستوران داری، نیویورک را با زمین های کشاورزی و مزارع این ایالات ارتباط داد. به وسیله این اتصال، علاوه بر آن که رستوران دارها می توانستند مواد اولیه خود را با کیفیت و قیمت مشابه با محصولات وارداتی تامین کنند. کشاورزی ناحیه هم حفظ شد.
در همین زمان، مزرعه داران را تشویق کرد تا در محصولات خود بازنگری کنند و به کشت سبزی ها و صیفی جاتی بپردازند که بازار آینده مشتریان رستوران ها تقاضا می کردند؛ ضمن آنکه بسیاری از محصولات جدید صرفه اقتصادی بیشتری برای کشاورزان به همراه داشتند. او از طریق یک واسطه، مسئولان باغ وحش «برونکس» را متقاعد کرد

 

تا یک خط تولید سس تند راه انداخته و فلفل های رشد کرده در حوالی این باغ وحش را به استفاده تجاری برسانند.در آن دوران، تجارت الکترونیک در حال گسترش بود اما کسب و کارهای کوچک مناطق روستایی و دور افتاده نیویورک فاقد زیرساخت ها و تجهیزات سخت افزاری لازم برای حرکت در جهت جریان بازار بودند.

 

کلینتون به فکر راه چاره افتاد و توانست شرکت هیولت – پاکارد (HP) را قانع کند که با ارائه لپ تاپ به مالکان کسب و کارهای کوچک حومه ایالت سلطنتی آمریکا، زمینه فروش اینترنتی کفش های پوست گوزن و قلاب های ماهیگیری را فراهم کنند.وضعیت سیاست های او در دوران وزارت امور خارجه هم مشابه بود.

 

او در دوران اداره این وزارتخانه، سفرهای مختلفی به گوشه و کنار جهان تدارک دید و از طریق دیدارهای چهره به چهره تلاش کرد تا وجهه خدشه دار شده آمریکا را بهبود ببخشد. کمک های او به مردم فقیر بسیاری از کشورها که از اجاق های گاز تا وام های جزیی را دربر می گرفت، باعث شد تا موفقیت های او برجستگی بیشتری پیدا کنند.

 

دستاوردهای او شاید نتوانست رابطه پوتین را با آمریکا بهبود بخشد تا ثبات را به لیبی هدیه کند اما حضور بانوی آمریکایی در یک روستای دور افتاده آفریقا و فراهم کردن امکان حیات کودکان برای مادر آنها، برای اذهان عمومی کشورش اهمیت بسیاری داشت.

 

یکی از مشاوران و دوستان قدیمی هیلاری کلینتون می گوید: «به عنوان یکی از وکلای کلینتون باید بگویم که او در به دست آوردن نتایج بسیار عملگرا است.» نیرا تانسن عنوان می کند: «معیار تصمیم گیری های کلینتون آن است که چگونه می توان نتیجه ای عینی برای زندگی مردم به همراه داشت؟»

 

در نهایت

یکی از تصاویری که مردم آمریکا از کلینتون هنوز هم به یاد دارند، مربوط به دوران حضور او در کاخ سفید و به عنوان بانوی نخست این کشور است. او به رسانه ها اجازه داد تا با او مصاحبه کنند و شاید برخی از اسرار زندگی او را بیابند. زمانی که از او پرسیده شد که شما چگونه اهداف و برنامه های خود را عملی می کنید،

 

پاسخ داد: «مجبور هستید که به پیش بروید. مجبور هستید که به اهداف خود دست پیدا کنید و در این راه بهانه ای وجود ندارد.»با این روحیه بود که کلینتون وارد نبردهای بسیاری با دشمنان واقعی شد. برخی از این نبردها تحسین برانگیز بودند و برخی غیر ضروری اما نکته آنجا است

 

که او در طول زمان یک لاک و لایه حفاظتی برای خود ساخت و شناخت مردم را از خودش دشوار می کرد. مایکل موزیک، یکی از مدیران اجرایی اداره حمل و نقل نیویورک، خاطره ای را نقل می کند. او می گوید در سال 2004در دفتر «سناتور» جلسه ای داشتیم تا برنامه اتصال کشاورزان به رستوران داران نیویورک را به پیش ببریم.

 

در این بحبوحه به کلینتون خبر دادند که شوهرش به دلیل حمله قلبی در بیمارستان بستری شد و باید عمل شود.
موزیک بلافاصله گفت: «فکر می کنم باید بروید.» اما کلینتون مردد بود و در نهایت کارهای مقرر شده را بر اساس زمانبندی تعیین شده به اتمام رساندند. مدیر اجرایی حمل و نقل نیویورک می گوید: «به یاد می آورم که آن زمان با خودم فکر می کردم که «عجب دیوانه ای است.» او سال های سال، کارهایش را را با تحسین یا به صورت غیرقابل درک به پیش برد.

 

برخی از اطرافیانش می گویند اگر می توانستید هیلاری را بشناسید، از او حمایت می کردید. او هم یک انسان است اما رأی دهندگان هیچ گاه فرصت شناخت صحیح او را به دست نیاورده اند. کلینتون از همان دوران نخست حضورش در انظار عمومی ناشناخته بود و علاوه بر انجام مسئولیت های مختلف،

 

بیشتر اوقات برخلاف انتظارها کارهایش را انجام داده تا همچنان یک شخصیت مرموز و پیچیده باقی بماند. با این حال او به دستاوردهایی رسیده است که بسیار منحصر به فرد هستند و هنوز هم قانع نیست.

 

 

هیلاری کلینتون زنی پر از رمز و راز

شعر طنز دانشجویی توی کلاس خلوت

شعر طنز دانشجویی توی کلاس خلوت

شعر طنز دانشجویی توی کلاس خلوت 

برای دانشجوهای گرامی و عزیز و زحمت کش این کشور,بخونید و بدونید که ما دوران دانشجویی شما رو درک می کنیم: 

 

توي يک کلاس خلوت ——————— دو تا دانشجو اسيرن

 

دو تا بد شانس، دو تا تنها —————- يکيشون تو يکيشون من

 

قلب استاد مثل سنگه ——————– سنگ سرد و سخت خارا

 

زده قفل بي صدايي ———————– به لباي خستۀ ما

 

چشم استاد شده خيره —————— مراقب آخرِ گيره

 

ناز از ترس نگاشون ———————– کم کَمَک داره مي‌ميره

 

نمي‌تونيم که بجنبيم——————— پيش اين استاد کافر

 

10 گرفتن من و تو ————————- قصه هست قصّۀ آخر

 

هميشه فاصله بوده ———————– بين برگاي من و تو

 

با همين تلخي گذشته ——————- امتحاناي من و تو

 

راه دوري بين ما نيس ——————— اما باز اينم زياده

 

تنها اميد من و تو ————————- اين مراقب جواده

 

کاش مي‌شد برگه عوض کرد ————- کاش مي‌شد تقلّبي کرد

 

کاش مي‌شد از جايي ديد زد ————- روي برگ خود کپي کرد

 

ما بايد با هم بشينيم ——————— اگه مي‌خوايم که نيفتيم

 

واسه ما جدايي مرگه ——————— تا جدا بشيم مي‌افتيم

 

کاشکي جاهامون عوض بشه ———— من و تو با هم بشينيم

 

توي يک فرصت ويژه ———————– برگاي همو ببينيم

 

شايد اون‌جا واسۀ ما ———————- ديگه گير بازار نباشه

 

خيلي خوبه اگه با ما ———————- جاسوس و رادار نباشه

 

اين‌جاي شعر که رسيدم —————— از نوشتن دست کشيدم

 

سرمو بالا اُوردم ————————— يهو مراقبو ديدم

 

بجاي حلِ مسائل ————————- اين اراجيفو نوشتي

 

راستي خوي شد که به سرعت ———- از توي خواب پريدم

 

چونکه از ترس مراقب ——————— خودمو قهوه‌اي ديدم

 

کاش مي‌شد حتي توي خواب ———– من و تو يک 10 بگيريم

 

اون وقت از خوشحالي محض ————- تو آغوش هم بميريم

 

 

شعر طنز دانشجویی توی کلاس خلوت

عکس بازیگران در مراسم روز ملی سینما و ستاره های ایرانی

عکس بازیگران در مراسم روز ملی سینما و ستاره های ایرانی

عکس بازیگران در مراسم روز ملی سینما و ستاره های ایرانی

و ستاره ها عکس های خود را در شبکه های اجتماعی برای طرفداران به اشتراک گذاشته اند که ما جذاب ترین آن ها را برای شما گزینش کرده و به نمایش درآورده ایم. این دو روزی که گذشت از شلوغ ترین و پرحضور ترین روزهای سلبریتی ها و چهره های عزیزمان در تابستان امسال بود.

 

دلیلش هم فرا رسیدن روزی بود که با نام و هنر این عزیزان شناخته شده و متعلق به ایشان بوده و هست. «روز ملی سینما» مجلل تر و درخشان تر از هر سال دیگری با چند جشن متنوع و پرستاره، پاس داشته شد تا بهانه ای خوب برای دور هم جمع شدن اهالی سینما و بزرگان و آینده داران این هنر دوست داشتنی و مردم پسند باشد.

 

ای کاش همه ی دور هم گرد آمدن ها به این زیبایی و با بهانه ها و مناسبت هایی اینچنین محکم و اصیل انجام میگرفت تا هم ارزش و جایگاه سینما و بزرگان سینما پاس داشته شود، و هم تقدیری در خورِ زحمتکشان و ستاره های هنر هفتم به عمل بیاید.

 

باغ فردوس و موزه سینما که نمادِ واقعی و به نوعی میعادگاه عاشقان سینما در طول تاریخ ادبیات نمایشیِ ایران بوده و هست، بهترین میزبان برای این جشن ها بود و در دو شبِ به یادماندنی لحظات خوبی برای سینمایی ها، سینما دوستان و همچنین عکاسان و مردم علاقه مند به پرده نقره ای رقم زد. این روز ها به تمامی سینمایی های عزیز تبریک عرض می کنیم.

 

روزتان مبارک.

 

بانو ملکه رنجبر پس از مدت ها خانه نشینی در این جشن حضور داشتند و باعث خوشحالی همه حاضرین و مردم شدند. امیدواریم همیشه سرحال و سلامت باشند.
جذاب ترین مردِ حال حاضر سینما هم در این مراسم حضور داشت. 
خوش و بش کیومرث پوراحمد با استاد عزت الله انتظامی که با حضورشان شور و حالی فراتر از هر شور و حالِ دیگری به این جشن داده بودند. عمرِ عزتِ سینما، با عزت. 
جناب وزیر محترم ارشاد با ناپرهیزیِ غیر معمول و حضور شخصِ خودشان در این مراسم و به جان خریدن تیتر ها و ستون های احتمالی، باعث شدند که این گونه ازشان تشکر کنیم (دو انگشتی همراهی بفرمایید):

آق وزیره…. خودِ وزیره…. خیلی وزیره!… گُلِ وزیره….
استاد جمشید مشایخی هم قدم رنجه کردند تا این جشن به حضور ایشان مفتخر شود. 
بانو کتایون ریاحی در باغ فردوس. (چون روز سینما و این عزیزان است، امروز را بیخیال شده و قرار است همه چیز گل و بلبل باشد و خبری از گیر دادن به عینکِ جوشکاری عزیزان نیست!) 
چگالیِ مهربانی و خوشرویی در این عکس خیلی بالاتر از حد معمول است. به افتخار افسانه بایگان و آناهیتا همتی.
ستاره های جذاب نسل های پیشین سینما در حاشیه این جشن. 
“ابد و یک روز” مثل سایر جشنواره های وطنی هر چه جایزه در این مراسم بود را درو کرد، پیمان و نوید هم که عناصر لاینفک این موفقیت هستند. 
سلفی رویا نونهالی با بانو رخشان بنی اعتماد در حاشیه این مراسم. (واقعاً گیر ندادن به سربندِ مدل سنبل خانی رویا خانم خیلی سخت است، ولی خب نهایت تلاشم را می کنم!) 
رفته رفته دارد تحمل این روند و مهربان بود خیلی سخت میشود…

ترلان خانم با “فازی” کاملاً متفاوت از آنچه تابحال از ایشان دیده بودیم در مراسم حاضر شدند. فازی که هیچکس در آنجا نتوانست تشخیص بدهد که چیست! لباس خود را هم از بارگاه سلطنتی ملکه الیزابت، البته از بخش لباس های همسرِ ملکه، انتخاب و الگو برداری کرده است.
واقعا شرمنده ازین که نتوانستیم بیشتر از چند عکس شکیبایی به خرج بدهیم! مگر میگذارند آدم خوش اخلاق باشد….

رامبد هم که مثل همه جا باید کودک درون خود را مثل والدین بی مسئولیت وِل و آزاد میگذاشت تا با اطوار های ضعیفش خنده را بر لبان بزرگانِ سینما خشک کند!

جایزه بهترین طراحی لباس را دو دستی می دهیم به عزیزی که طرحِ زیبای شال مهناز افشار را خلق کرده است. طرحی که با حال و هوای این روز های مهناز خیلی بیگانه نیست! همگی به اتفاق می ایستیم و این طراح عزیز را تشویق می کنیم. 
برزو جان در مرحله حساسی از زندگی هستی. کود و آبش چند دقیقه این ور آن ور شود، همه چیز مثل قبل خواهد شد. مراقب زیبایی هایت باش! 
وقتی در قسمتِ حساس و هیجانیِ یک میهمانی خفن و “بسیار خوش بِگذَر”، ناگهان همسر/نامزد/مادر/پدر/بلای جانِ آدم زنگ میزند. 
آزاده صمدی خیلی ساکت و بی حاشیه در یک گوشه نشسته بود. 
که البته دلیلش را می‌شد حدس زد. مخصوصاً با این سبیل های محمدعلی شاهی! 
مراسم خیلی جذاب پیش رفت.به گزارش پارس ناز در بخشی از آن هم مینا ساداتی چشم گذاشت و دوستان قایم باشک بازی کردند که خیلی به همه خوش گذشت. فقط در حین بازی پرونده پزشکی عباس کیارستمی که همراه یکی از عزیزان بود متاسفانه گم شد و قرار است به همین دلیل سر و ته پرونده را جمع کنند و با یک نامه ی “عذرخواهی” و یا انداختن تقصیر بر گردنِ ویروس های مننژیت همه چیز تمام شود.
حسین خان یاری جایزه اش را از دستان مهناز افشار گرفت. 
چند لحظه ای سر و صدا و همهمه بر مراسم چیره شد که آقای فخیم زاده پشت میکروفن رفتند و با شگردهای نعره ای خودشان نظم را به مراسم بازگرداندند. 
نیکی کریمی هم در مراسم حضور داشت، البته چون خانم ریاحی هم در جمع حضور داشتند، ایشان خیلی به چشم نیامدند. 
جهانگیر کوثری عزیز بدون هیچ مشکل و ممانعتی در مراسم حضور داشت. کسی هم عکسبرداری و فیلمبرداری از ایشان را ممنوع نکرده بود، چون مطمئناً قرار نبود این مراسم از تلویزیون پخش شود! 
تبریک فراوان به فرشته صدر عرفایی بخاطر دریافت جایزه بهترین بازیگر مکمل نقش زن برای بازی ستودنی اش در فیلم “کوچه بی نام”. 
عمو رضا رویگری و همسر جان در گوشه ای از باغ فردوس. 
رضا عطاران در حال ایراد توضیحات و ابراز دفاعیات لازم برای اثبات اتفاقی بودنِ هماهنگی ایجاد شده بین پیراهن ایشان و شلوار هانیه توسلی. توضیحاتی که میتواند جلوی یک فحش ناموسی با فونت B Titr اندازه 48 را بگیرد. 
– داشتم میومدم زیر گازو خاموش کردم؟؟؟ نکردم؟؟… 
با توجه به طرح شال مهناز متوجه می شویم که این عکس برای مراسمِ شب قبلِ مراسم اصلی است. در کنار مهتاب خانم کرامتی. 
چهره مانی حقیقی وقتی متوجه شد با دو عدد فیلم، کلا در یک بخش از دوازده سیزده بخشِ موجود نامزد شده است.نگار جواهریان هم در حال حرص خوردن بخاطر اتفاقاتی است که در ردیف های جلویی مراسم در حال رخ دادن است!
مگر میشود صحبت از سینمای ایران و جشن سینما باشد و آقا رضا کیانیان در آن حضور نداشته باشد؟! 
: باران در حال خوش و بشِ عمیق و آبدار با جایزه اش. جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن.
آنقدر چهره و ستاره در این مراسم زیاد بود میتوانم بگویم که عکس های تقدیم شده حتی زیر 10 درصد از کل عزیزان حاضر در مراسم را هم شامل نمیشود.  عکس یادگاری شیوا خنیاگر با کمال خان تبریزی در حاشیه جشن.
این بار همکارش زنگ زده است. همکارِ رودرباستی داری که قرار است ضامن وام اش بشود. 
غزل خانم شاکری هم در مراسم حضور داشتند. یکی از هنرهای برجسته ای که غزل دارد و در آن خبره است، حتی شاید بهتر از هنر بازیگری آن را بلد است و در آن عالی است، هنری است که متاسفانه نمیتواند از آن بهره ای ببرد.

 

در ضمن ذکر مصیبت نمی کنم، کسانی که باید ببینند، دیده اند و حتما در عکس های این جشن متوجه آن حلقه کذایی شده اند… هِی روزگار… گلچینِ خواستگار عجب خوش سلیقه است!
مریلا زارعی و استاد امین تارخ در حال تعارف و لوس بازی برای اینکه چه کسی اسم پیمان معادی را صدا بزند. چند دقیقه ای ملت را سرکار گذاشتند و آخر سر خود پیمان زودتر پا شد و به سمت سن رفت!
همگی یک صدا:

– باز آمد بوی ماه مدرسه، بوی بازی های راه مدرسه… (گریه حضار)
همانطور که گفتم عکس های این مراسم خیلی بیش از این ها بود و واقعاً بخاطر اینکه نمیتوانم همه آن ها را در این بخش تقدیمتان کنم شرمنده ام.

 

برویم سراغ سایر عکس ها. در ابتدا تبریک و خسته نباشید ویژه عرض میکنم خدمت افتخار آفرینان پارالمپیک کشورمان، ورزشکارانی که هرکدام به تنهایی یک حماسه اند و بهترین معلمِ اراده و باور برای هموطنانشان هستند. تبریک به محمد خالوندی و مجید فرزین که طلاهای ایران را به سه عدد رساندند. آن هم با شکستن و پودر کردنِ رکورد المپیک و جهان!

عکسی از حضور احسان خواجه امیری در برنامه خندوانه. گویا سازمان مدیریت میادین میوه و تره بار شهرداری تهران بخشی از انبار خود را به استودیوی خندوانه انتقال داده است.
عیادت علی صالحی و امیر جعفری از پژمان منتظری، فوتبالیست فوق العاده با اخلاق و متشخص تیم ملی کشورمان که دچار مصدومیت شده است. آرزوی سلامتی داریم برای پژمان عزیز.
بچه معروف های دیروز و جوانانِ سردرگم امروزِ سینما و تلویزیون میهمان خندوانه شده بودند تا خاطرات نسل گذشته را زنده کنند. کاری که به خوبی نتوانستند از پسش بربیایند! 
وقتی عکاس و آرایشگرِ آدم، یک نفر باشد، خروجی کار همچین چیزی میشود!
بدون شک تاریخ عکس های هنری به قبل و بعد از این عکس رامتین خداپناهی تقسیم خواهد شد. در حدی که صادق هدایت پس از عکس بلند شد و گفت “حاجی میشه واسم بفرستیش؟ توده خاکستری نرم درون کاسه سرم تیر کشید از بس خفن بود!”
سپهر جان خودت هم تبریک میگفتی ما راضی بودیم بخدا! چرا فرشته زندگی ات را انقدر به زحمت می اندازی؟! 
عکسی کمتر دیده شده از غلامِ قمر.
ای کاش تمرکز و انرژی ای که فرزاد فرزین برای خلق جلوه های ویژه و صحنه های “واااو”برانگیز در کنسرت هایش میگذارد را روی آلبوم هایش می گذاشت. 
بله، این هم عکس یادگاری همایون اسعدیان با ایرج طهماسب و حمید جبلی! 
خارجگردیِ پدر و دختری محمدرضا شریفی نیا و مهراوه. 
جناب شریفی نیا وقتی بین فرزندانت فرق میگذاری و به یکی بیشتر اهمیت میدهی و با او به مسافرت میروی، باید حق بدهی آنیکی سرخورده شده و به انتقام از هنر و هنرمند بر آید و به تاریخچه چندهزار ساله ی شعر فارسی “رنگ” و “بوی” تازه ای ببخشد!
نتیجه تلاشِ ستودنی ولی نافرجام خاطره حاتمی برای شبیه شدن به آدری هپبورن را شاهد هستید. 
سلفی احسان کرمی با مهرناز دبیرزاده در حال تمرین برای گروه موسیقی “نوشه”. مهرناز نوازنده ای چیره دست و خوش انرژی در ساز های کوبه ای است. باید اجراهای زنده او را ببینید تا کاملاً به چند صد هزار نفر فالوئری که دارد حق بدهید شیفته او شوند. اجراهای مهرناز دبیرزاده فوق العاده است.
پارسا پیروز فر، دو ساله، در آرزوی ریش بُزی. 
خاطره بازی ترانه علیدوستی با عکسی قدیمی از 14 سال پیش در حاشیه جشنواره فیلم لوکارنو. با حضور جعفر پناهی و رسول صدر عاملی. بله، آقای صدر عاملی آن موقع هنوز ترک نکرده بودند و هر از چند گاهی یک کام می گرفتند. 
این عکسی که میبینید مربوط به سوکراتِس ستاره تیم ملی برزیل در جام جهانی 1982 نیست، بلکه جوانی های مجید خان مظفری است که با آن روز سینما را تبریک گفته است! 
درخواست مکرر داشتیم بابت عکسی از طناز طباطبایی. نکته ای که باید در کلیت موضوع عکس های درخواستی عرض کنم این است ما زمانی می توانیم عکس جدید از یک چهره بگذاریم که این چهره ی عزیز عکسی جدیدی از خود منتشر کرده باشد! موضوع خیلی ساده و حل شده است!

 

وقتی طناز صفحه ای در فضای مجازی ندارد و سالی 2 بار بیشتر جلوی دوربین عکاسان ظاهر نمیشود، خب عکس جدید از کجا در بیاوریم؟! مگر اینکه به این عکس های قدیمی و دیده شده راضی باشید. 
نگاه حیران علی جانِ قمصری، آهنگساز و نوازنده حاذق تار که به امید خدا از جوانان آینده سازِ موسیقی کشورمان خواهد بود. (طبق “قانون تعریف” بنده، متاسفانه عمر هنری اش به زودی به فنا خواهد رفت.)
مهران مدیری در حال باربی بازی با یکی از بچه های فامیل.
دیروز جشن تولد فرزاد حسنی مجری باسابقه کشورمان هم بود. این روز را به فرزاد حسنی و همه هوادارانش علی الخصوص خدمتِ شاگرد ایشان یعنی لقمان حکیم تبریک عرض می کنم، 
گویا عکسِ بچه بعد از حمام مُد شده است. در همه حال ما قدردان وضعیت پیش آمده هستیم، چون همواره به این فکر می کنیم که وضعیت می توانست خیلی بد تر از این ها باشد و نیست! پس خدارا شکر! 
معرفی میکنم، قلبِ سرخ برآمده از خاک و کود هستند. کیسه زباله هیچگاه فکر نمی کرد روزی بیاید که نقشی در عکس های هنری یک سلبریتی داشته باشد. آن هم با 41 هزار نفر لایک در نیم ساعت!
اوه اوه! بچه ها فرار کنید! اندیشه دارد می آید تا انتقام سوژه کردن هایمان را بگیرد!
یک والیبالیست با لباس کشتی در حال بازی تنیس روی میز در معیت یک پیست اسکی.
کیهان خان کلهر در میان عالیم قاسیمف و مایکل درایر، سه نابغه موسیقی سنتیِ شرقی. 
سام جانِ درخشانی و عکسی که به احتمال زیاد روی پکیجِ ورژن جدید Adobe Photoshop نفش خواهد بست. 
سعید روستایی با این عکس به استقبال عید قربان رفت. سعید جان این عزیزی که عکسش را گذاشته برای این مناسبت خیلی کوچک و ناز است. چند ماه که بزرگ تر شد و از ریخت و قیافه افتاد، انشاالله شیشلیکش را با هم نوش جان می کنیم.
زبانمان برای ابراز همدری با بهادر عبدی واقعاً قاصر است. پر کشیدن همزبان پدر و مادر در یک حادثه…  برای بهادر آرزوی صبر داریم. همین.
وقتی زن و شوهر با هم به خرید عینک بروند. 
برخی جزء ها هستند که کُل را به خود وابسته می کنند. طوری که گویا آن کل صرفاً بخاطر در بر داشتن آن جزء ایجاد شده است. موزیکی که بخاطر یک سولوی گوش نواز ساخته شده، شعری که حیاتش بسته به یک مصرع است، و یا فیلمی که ساخته شده تا آن تک سکانس را عرضه و ماندگار کند.

 

کُلِ مطلب چهره های امروز و روزهای قبل را هم نوشته ایم، فقط بخاطر این عکس. زیباترین عکسی که در این چند وقت دیده ام. عکسی که باید در آن محو شد. باید در ژرفای دریای احساس نهفته در پشت نگاه های سنگینشان غرق شد.

شاد و سلامت باشید، یاعلی.

 

برترین ها

 

 

عکس بازیگران در مراسم روز ملی سینما و ستاره های ایرانی

عکسهای بازیگران و تصاویر چهره های مشهور (109)

عکسهای بازیگران و تصاویر چهره های مشهور (109)

عکسهای بازیگران و تصاویر چهره های مشهور (109)

و دیگر ستاره های ایران در حوزه های مختلف را برای شما جمع آوری کرده ایم که اخیرا در شبکه های مجازی به اشتراک گذاشته اند.

 

 با این عکس از کودکی های شهرام عبدلی مطلب را شروع می کنیم. آنقدر شباهت بین این عکس و این روزهای شهرام هست که اگر به آن اشاره نمی کرد هم قابل تشخیص بود که این بچه، اوست! تنها سوالی که این بین موجود است، آن عدد 29 در انتهای نام کاربری اش است.

 

عددی که نه به تاریخ تولدش (شمسی و میلادی) میخورد، نه به سن اش. شماره شناسنامه اش هم که قطعاً نیست. شاید هم او 29 امین شهرام عبدلی نامی است که عضو اینستاگرام شده است!
رامبد، در تقلا برای “جوان” بودن!
لیلی رشیدی عزیز این روز ها بهتر از هر کسی جای خالی یک تکیه گاه، نبود یک کوه و دردِ جانکاه مأنوس با گوشه به گوشه ی خانه شان را احساس می کند. آرزوی صبر داریم برای لیلیِ مهریان و همچنین بانو احترام برومند که هنرنمایی شان در فیلم فروشنده اصغر فرهادی، ستودنی بود. 
عیادت مهتاب کرامتی و بابک برزویه با بانو شمسی فضل اللهی در روز ملی سینما. آرزوی سلامتی داریم برای همه بزرگان سینما و تئاتر، همچنین بانو فضل اللهی عزیز. 
گل در اومد از حموم، بلبل در اومد از حموم، نگاه در اومد از حموم! (دو نقطه ستاره) 
امروز نقطه عطفی در صنعت پوشاک و فشن به شمار می آید. روزی که کت و شلوار خاکستری با کروات بنفش بسته شد. این روز هیچگاه از خاطر تاریخ پاک نخواهد شد. 
سلفی ارمیا قاسمی در کنار فرهاد نجفی و سیما خضر آبادی پیش ار حضور در مراسم فرش قرمز سریال آسپرین. فرهاد نجفیِ جوان ظاهر و تیپی متفاوت از هر کارگردانِ دیگری دارد. کاملاً اسپرت و به دور از فیگور های هنری و عینک گرد و موی فرفری. 
سلفی شهرام قائدی و دخترش یاسمینا خانم در حال ناپرهیزیِ غذایی. شهرام جان بچه را برده ای رستوران بین راهی؟ این همه رستوران خوب در شهر است، خساست تا کِی؟! 
ناگهان دلم برای محمد خان کاسبی تنگ شد که گفتم هر جوری که شده در این شماره یادی از او بکنم. احترام و عشقِ فراوان، تقدیم به مظلوم ترین دیکتاتورِ سینما و تلویزیون! 
سلفی نجمه خدمتی و دوست عزیزش به همراه دو عدد خرگوشِ فسقلی. 
سلفی پرستو صالحی در کنار پوریا شکیبایی و بهزاد جاودان. خب پرستو جان هر چه باشد پسرشان است، اگر شبیه پدرش نشود پش شبیه چه کسی شود؟! شبیهِ شوهر عمه ی من بشود؟! 
پرنده ی خسته آسمان آواز، که همچنان آرزو دارد “او” یارش باشد.
خاطره اسدی با این پست به رفقایش صبح بخیر گفت.
سلفی برزو ارجمند و شوید های رو به رشدش با یک کوچولوی عزیز که فرزند یکی از اقوام است. 
جناب همای را در زادگاهِ پر از آرامش خود تنها می گذاریم.
مریم معصومی با این پست زادروز نسیم ادبی بازیگر خوب تئاتر و سینما را تبریک گفت. ما نیز این روز را به نسیم خانم تبریک عرض میکنیم و آرزوی موفقیت برایشان داریم.
امیرحسین آرمان در پناه مادرش. 
فیلم خوب از نگاه استاد فراستی، فیلمی است که ساخته نشده است. 
به گزارش پارس ناز سالار عقیلی، استاد ایرج خواجه امیری و احسان خواجه امیری در حاشیه مراسم تشییع پیکر استاد فرهنگ شریف، نوازنده نامدار تار که چند روز پیش چهره در نقاب خاک کشیدند. روحشان همیشه شاد باشد.
اینطوری نمیشود، باید فکری به حال ادبیات و شعر این مرز و بوم کرد. نباید دست روی دست بگذاریم و شاهد اضمحلال آن باشیم! 
انشاالله، امیدواریم روزهای خوبی برای همه ما باشد، البته اگر این قیافه عبوس و زهرمار شما مانعش نشود! 
تبریک به حسین عابدینی جوان پرافتخار و بی ادعای سینمای ایران که نامزد یک جایزه بین المللی دیگر شده تا ویترین افتخارات رنگارنگ خود از جشنواره های معتبر سینمایی را تکمیل کند. بازیگری که نه اینستاگرام دارد و نه درگیر مارک لباس و مراسم هنری و دورهمی های پر از سلفی و تجملاتِ خاکستری است. یاشاسین زنجان اوغلو.
آنا نعمتی و تصویری دیگر از خودش! واقعا باید نگاهی متفاوت نسبت به دور و اطراف و سایر مردم داشته باشی که هیچ سوژه دیگری جز خودت و صورتت را مناسب گرفتن عکس و پست کردن آن نبینی. نگاهی متفاوت و مملو از “خودشیفترینگ”! 

مارال و شبنم و مونا و قابی دونفره از مارال و شبنم که مونا خواهر بزرگترِ مارال و دوست صمیمی شبنم در جشنی که مارال و شبنم و مونا و سایرین در آن حضور داشتند، آن را ثبت کرده است.
ماهایا پطروسیان با این مجموعه عکس از زنده یاد استاد خسرو شکیبایی روز ملی سینما را بر عاشقان هنر هفتم تبریک گفت. در تصادفی جالب روز سینمای امسال همزمان با 11 سپتامبر شده است. سوژه ای که خوراک چند ماه استاد رائفی پور را جور میکند! 
تبریک بی پایان به نورا هاشمی و سیاوش اسعدی عزیز بمناسبت مادر و پدر شدنشان، همچنین به مهدی خان هاشمی و گلاب آدینه که طعم شیرین نوه دار شدن را تجربه کردند. امیدواریم قدمش مبارک باشد.
شب گذشته مراسم سالانه روز ملی سینما با حضور بزرگان و چهره های مختلف سینمایی برگزار شد که طی آن از بانو فاطمه معتمد آریا تجلیل به عمل آمد و این تندیس به پاس زحمات بی بدیل ایشان در سینمای ایران، تقدیمشان شد. 
علیرضا بیرانوند در حال هنرنمایی در کنار یک دریاچه در چین. البته با تصویری که اخیراً از علیرضا دیده ایم، به آمادگی بدنی ایشان ایمان کامل داریم و می دانیم که هیچ خطری تعادل او را تهدید نمی کند. ایشان باید نگران تهدید های دیگر باشد! 
حمید گودرزی را با کامنت یکی از هوادارانش تنها می گذاریم. 
علیرام نورایی و فرخ خان نعمتی در کنار فرهاد نجفی در مراسم فرش قرمز سریال آسپرین. دوستان چه زود لباس عوض کردند! 
سیامک عباسی قرار است برای اولین بار کنسرت اجرا کند. خبری عجیب برای علاقه مندان به موسیقی و طرفداران صدای دلنشین سیامک، چون تابحال هیچ تصویری از جهره او منتشر نشده است و اینکه قرار است به صورت زنده برای مردم بخواند اتفاقی عجیب و غیر منتظره برای هواداران است.

 

به سیامک پیشنهاد میدهم برای اجرا از ماسکِ شِرِک و یا اسپایدر من استفاده کند تا این چهره مرموزی که از خودش ساخته، به این سادگی ها از بین نرود و بساط لوس بازی اش کماکان جور باشد!
ساره خانم بیات به همراه یک لیوان آب هندوانه خنک در حال خرید گردی در شمال تهران.
بله. سردار آزمون به همراه “بهترین های ناب” در یک آسانسور. عکسی که بیشتر از چند ساعت دوام نیاورد و به زباله دانِ اینستاگرام پیوست. ولی خب نتوانست از دست ما قسر دَر برود! 
سلفی شاد ستاره های جوان پرسپولیس پس از تثبیت صدر نشینی شان در لیگ برتر. روزهای عجیب و باورنکردنی پرسپولیس در حال تداوم است، روزهایی که خیلی وقت بود برای بازیکنان این تیم پیش نیامده بود، همین موضوع باعث شده که این عزیزان همیشه در حال شکرگزاری بابت شرایط پیش آمده باشند! 
“ملفیسنتِ” وطنی، تعطیلات خوبی برای شما آرزومند است. 
بهاره افشاری میهمان برنامه دورهمی شده بود. برنامه پرحاشیه ای که با وقفه ای نسبتاً طولانی و کلی سانسور قابل پخش شد و شب گذشته روی آنتن رفت. همین موضوع خانم افشاری را وادار به نوشتن این طومار یا بهتر است بگوییم “افتخارنامه” کرده است. خدمت خانم افشاری باید عرض کنم که مطرح کردن صحبت هایی که با عرف و هنجار های رسانه یک مملکت همخوانی ندارد

 

کار اصلاً سخت و قابل افتخاری نیست. هر کسی میتواند با به خرج دادن کمی جسارت و البته بی توجهی به مخاطب و جایگاهی که در آنجا نشسته است، حرف هایی بزند که سانسور شود، پس لطفاً از اینکه سانسور شده ای خیلی خوشحال و مغرور نباش.

 

در ثانی کم کاری و یا بیکاریِ شما در این چند سال اخیر شاید دلیل دیگری جز احترامی که به شعور مخاطب می گذارید داشته باشد، دلیلی مثل عدم تمایل فیلمسازان به حضور یک کاراکتر زرد و تکراری و با صورتی تصنعی و بازیِ ضعیف در فیلم هایشان.

 

و در پایان اینکه مصاحبه شما با این برنامه و یا خندوانه و هر برنامه دیگری میتوانست خیلی راحت پخش نشود، پس بهتر است به جای شاکی شدن از احترامی که به حضور شما گذاشته شده است، از مسئولین این برنامه ها متشکر باشید که این افتخار را به شما داده اند تا میهمان خانه های مردم عزیز بشوید.
یک قانون نانوشته میان چهره های عزیز وجود دارد با این مفاد که: اگر پایت شکست و یا اتفاقی افتاد که باعث گچ گیری و آتل بندی پای شما شد، آن اندک بخش قابل رویت را لاک زده و در نزدیک ترین مراسم

 

در حال برگزاری شرکت کنید. قانونی که پایه گذار آن باران کوثری در جشنواره فیلم فجر یکی دو سالِ پیش بود و با پای گچ گرفته سیمرغ را به خانه برد. با آرزوی سلامتی برای آزاده صمدی عزیز.
عکس زیبای پانته آ بهرام در کنار خانواده عزیزش در حال گشت و گذار و سپری کردن روزهای خوش.
سلفی مجید صالحی با دوقلو های نازنینش آورین و حنا در حال تفریح سه نفره به صرف آبمیوه که شاید مجالی کوتاه باشد برای استراحت مادر عزیزشان. یک خسته نباشید ویژه عرض می کنم خدمت همسر محترم مجید صالحی بابت زحمات و سختی هایی که بزرگ کردن این دو وروجک برایش به همراه داشته و خواهد داشت.
عکس یادگاری حمید فرخ نژاد و پسرش فربد با قیصرِ سینمای ایران در لس آنجلس.
عکسی زیبا و شیرین از مهدی مهدوی و دخترش گلبو خانم. به پایان این شماره رسیدیم. لازم است عرض کنم که فردا استثنائاً در خدمتتان نیستیم و روز سه شنبه بازخواهیم گشت. باز هم فرارسیدن عید سعید قربان را خدمت شما سروران تبریک عرض می کنم. سهمِ گوشتِ ما فراموش نشود 😉

 

برترین ها

 

 

عکسهای بازیگران و تصاویر چهره های مشهور (109)

ازدواج و نداشتن تمایل برای بچه دار شدن

ازدواج و نداشتن تمایل برای بچه دار شدن

ازدواج و نداشتن تمایل برای بچه دار شدن 

برای خود از اول شرط می گذارید که نباید بچه دار شوید و بچه در زندگی شما جایی نخواهد داشت.این شرط بسیاری از جوانان امروزی است. شاید شما هم دیده باشید بعضی از آقایانِ خواستگاری را که با یک شرط عجیب برای ازدواج قدم پیش می گذارند: «شرط بچه دار نشدن در طول زندگی مشترک».

 

شاید هم صابون این جور خواستگاری ها به تن خودتان خورده باشد. با این خواستگارها که اغلب هم از موقعیت اجتماعی و اقتصادی متوسط به بالایی برخوردارند، چه کار باید کرد؟

 

چرا ازدواج؟
شما به چه دلیلی می خواهید ازدواج کنید؟ بله از شما می پرسم. شما به عنوان یک خانم به چه دلایلی می خواهید ازدواج کنید؟ آیا در بین دلایل متنوع و مختلفی که برای خودتان دارید، تمایل به صاحب فرزند شدن جایگاهی ندارد؟ بدون شک برای شما که خانمی عاقل و بالغ هستید،

 

تجربه مادر شدن یکی از جاذبه های مهم ازدواج است. تا همین چند سال قبل برای آقا پسرها هم آرزوی پدر شدن یکی از انگیزه های مهم و شیرین ازدواج بود. اما در چند سال اخیر، بعضی از آقایان گویا تمایل خود را نسبت به این قضیه از دست داده اند و با شرط بچه دار نشدن قدم در راه ازدواج می گذارند.

 

و این به معنای آن است که برای این گروه از افراد، ازدواج یکی از اهداف مهم خودش را از دست داده است. و همان طور که می دانید اگر ازدواج دلایل درست و محکمی نداشته باشد، در گذر زمان حالتی فرسایشی به خود خواهد گرفت و دیر یا زود از درون پاشیده خواهد شد.

 

ازدواج با شرط بچه دار نشدن یک وصال ناقص و یک رفتار ناهنجار است، هر چند که بسیار عاشقانه هم باشد. زیرا فرزند دار شدن به جز اینکه موجب بقای نسل ما می شود، فواید بسیار زیادی هم دارد که بی توجهی به آن یک ضرر مهم را به همراه دارد.

 

میم، مثل مادر
ازدواج با شرط بچه دار نشدن یک وصال ناقص و یک رفتار ناهنجار است، هر چند که بسیار عاشقانه هم باشد. زیرا فرزند دار شدن به جز اینکه موجب بقای نسل ما می شود، فواید بسیار زیادی هم دارد که بی توجهی به آن یک ضرر مهم را به همراه دارد.

 

فکر می کنید مادر شدن چه حسی داشته باشد؟ همیشه دوست داشته اید مادر چند فرزند باشید؟ چند تا دختر و چند تا پسر؟ فکر می کنید دلیل این میل غریزی چیست؟ اگر با خانم های جوانی که به تازگی مادر شده اند صحبت کرده باشید حتماً از شگفتی این تجربه چیزهای زیادی شنیده اید.

 

بله همان طور که گفتم این میل یک غریزه است که در وجود شما گذاشته شده تا رنج مادر شدن را برایتان آسان کند و در عوض با چشاندن شیرینی خلق کردن، افق دید شما را نسبت به زندگی وسیع تر کند. مادر شدن، یک اعجاز عاشقانه است که فایده های زیادی دارد. از لحاظ جسمانی ثابت شده که صِرف زایمان و شیردهی چه فایده های بزرگی برای سلامتی مادران دارد.

 

به غیر از آن مادر شدن عواطف شما را عمیق می کند و هویت جدیدی به شما می دهد. همچنین وقتی شما مادر بشوید، زندگی تان معنای تازه ای پیدا خواهد کرد. روانکاوان هم معتقدند که صاحب فرزند شدن ترس ما را از فانی بودنمان کم می کند و احساس جاودانگی نام و منش مان باعث می شود

 

که با آرامش بیشتری زندگی کنیم و به سوی مرگ برویم. به علاوه ثابت شده است که اگر رابطه زن و شوهر از استحکام لازم برخوردار باشد صاحب فرزند شدن می تواند رابطه و زندگی آنها را غنی تر و عمیق تر هم بکند. با این اوصاف، فکر می کنید باید به خواستگاری که شرطش برای ازدواج بچه دار نشدن است چه جوابی بدهید؟ 

فرزند دار شدن به جز اینکه موجب بقای نسل ما می شود، فواید بسیار زیادی هم دارد

 

چند نکته که قبل از جواب دادن به چنین خواستگاری باید به آنها توجه کرد: 

1. روی تغییر عقیده او حساب باز نکنید. این جملات را از خانم های مجردی که خواستگاری با چنین شرایط خاص و عجیبی برایشان آمده زیاد می شنویم که می گویند «حالا ازدواج می کنیم، شاید پنج سال دیگه خودش نظرش عوض شد»، «خودش وقتی در مسیر زندگی بیفتد، نظرش بر می گردد»،

 

«ازدواج که کردیم، کم کم راضیش می کنم»، «ازدواج که کردیم می گذارمش در عمل انجام شده» و … . یادتان باشد شما باید بر مبنای واقعیت فعلی تصمیم بگیرید نه احتمالات آینده. بر فرض که شما ازدواج هم کردید و رگ خواب شوهرتان هم دستتان آمد. از کجا اینقدر مطمئن هستید که او راضی به فرزند دار شدن خواهد شد

 

آن هم با توجه به اینکه شما قبلاً در سلامت کامل با او بر سر بچه دار نشدن در طول زندگی مشترک توافق کرده بودید؟ به فرض هم که او را در معرض عمل انجام شده قرار دادید و بچه دار هم شدید آیا فکر می کنید بعد از آن نگاه او به شما و زندگی تان مانند قبل خواهد بود؟ آیا به شما اعتماد خواهد کرد؟

 

یادم می آید چند سال پیش یکی از آشنایان من که شوهرش چنین شرطی برای ازدواج گذاشته بود و خانم به خاطر عشقی که نسبت به او داشت با او ازدواج کرده بود، خواست شوهرش را در عمل انجام شده قرار بدهد و متأسفانه بعد از تولد بچه کارشان به طلاق کشید. پس لطفاً به هیچ وجه روی تغییر خواستگارتان حساب نکنید و بر مبنای واقعیت های موجود تصمیم بگیرید.

 

2. قدرت غریزه مادری را دست کم نگیرید. میل به مادر شدن بخشی از وجود شما است. آیا می توانید بخشی از وجودتان را نادیده بگیرید؟ فکر می کنید بعد از چنین ازدواجی تا کی بتوانید زن های حامله را در مهمانی و خیابان ببینید و میل تان را سرکوب کنید؟ تا کجا می توانید خنده ها و شیرین کاری های بچه های دوست و آشنا را ببینید

 

و دلتان برای داشتن یک فرزند با چنین ویژگی هایی قنج نرود؟ شاید الآن به خاطر تب و تاب عاشقی هوای فداکاری به سرتان بزند اما باور کنید که غریزه مادری از عشق شما بسیار بسیار قدرتمند تر است.

 

3. بیست سال بعد را تصور کنید. تصور کنید که ده یا بیست سال از زندگی مشترکتان گذشته است. زندگی تان را چگونه می بینید؟ نمی خواهم بگویم که اگر چنین ازدواجی کردید لزوماً بدبخت خواهید شد اما چیزی که مسلم است این است که دست کم در این شرایط آنقدر که می توانستید خوشبخت باشید

 

خوشبخت نخواهید شد. باور نمی کنید؟ کافی است فقط پای صحبت یکی از این زوج ها که عمری از زندگی شان گذشته بنشینید و از آنها بپرسید که فکر می کنند بزرگترین کم و کاست زندگی شان چیست؟

 

 

ازدواج و نداشتن تمایل برای بچه دار شدن

عکس بازیگران و افراد مشهور در شبکه های مجازی (108)

عکس بازیگران و افراد مشهور در شبکه های مجازی (108)

عکس بازیگران و افراد مشهور در شبکه های مجازی (108)

ایرانی در شبکه های اجتماعی را شاهد هستید از عکس پسر فوتبالیست نسرین مقانلو گرفته تا خانم الهام چرخنده پس از بهبودی و مرخص شدن از بیمارستان. 

 

میپردازیم به عکس ها و با این عکس دسته جمعی عزیزان پس از تماشای کنسرت خنده حسن ریوندی مطلب را آغاز می کنیم. امین تارخ، حامد بهداد، همسر شیلا خداداد بدونِ خودِ شیلا خداداد، ملیکا زارعی، روحِِ سحر قریشی و سایر عزیزانی که در کنار جناب کمدین این عکس را گرفته اند.

 

کنسرت خنده حسن ریوندی بهترین موقعیت و گزینه برای شنیدن جوک های تکراری و بیاتِ فضای مجازی با لحن و لهجه ای جالب و دلنشین است. اگر بیکار بودید گزینه ای مناسب برای اوقات فراغت است.
آرزوی سلامتی داریم برای هرمز خان شجاعی مهر، یکی از بنجامین باتن های صدا و سیما و مجری خوش ادب و متینِ تلویزیون و مردِ ظاهراً خشنِ همیشه مهربانِ دنیای مجری گری. امیدواریم حالشان هر چه زودتر خوب شود تا بار دیگر شاهد ایشان در تلویزیون باشیم. جواد خان زرینچه هم در کنار سایر عزیزان به عیادت هرمز خان رفته بود که در سلفی شاهدش هستید. 
تشکر بی پایان از خاله نسرین مقانلو که شوخی های دوستانه ی ما را با این پست پاسخ داد :))

آقا پسرتان خیلی هم از کریس رونالدو خوشتیپ تر است. انشاالله که همیشه سرزنده و موفق باشند.
آقا فریدون آسرایی و دوچرخه سواری و رکاب زدن در ساحل گِلی و شلوار سفید و … فاجعه ای که در خانه منتظر فریدون جان است! 
عکسی زیرخاکی از استاد ناصر تقوایی در پشت صحنه شاهکار ماندگارش “دایی جان ناپلئون” در کنار نصرت خان کریمی که امیدواریم هرکجا هستند سلامت باشند. 
الهام چرخنده پس از ترخیص شدن از بیمارستان و ذوق دیدارِ پسر نازنینش ارسطو جان. خداوند همه مادر ها را برای عزیزانشان نگاه دارد. 
سیما جان نیازی به صغرا کبرا چیدن نیست، بگو که دیدم همه از این عکس ها دارند و من هم نخواستم از قافله عقب بمانم. الکی تقصیر بی خوابی و این حرف ها نیانداز! 
حسام نواب صفوی با این عکس از دوران کودکی، یاد پدر فقیدش را زنده کرد. روح همه پدر های سفر کرده قرین آرامش و شادی باشد. 
بله سوشا جان، صحیح میفرمایی، همه روح ها برابرند و شما با این لباس هایت همه روح ها را به اندازه یکسان آزار میدهی! هم روح ورزشکاران را، هم روح طراحان لباس را و هم روح تمامی ساکنین نیاوران را!
جناب خان در کنار برادرش +عکس

(تیتر پیشنهادی برای بچه های بخش خبر. کلیک خورش هم خوب است)
سلفی سمیرا حسنپور در کنار ابوالفضل خان پورعرب و دو بُعد از شهاب حسینی در مراسم اکران خصوصی فیلم “سایه های موازی” در پردس کوروش.
معرفی میکنم؛ امیرحسین جان، بیدار و پردرد و آگاه و رُخ زردِ دنیای چهره ها هستند! 
حتی وقتی آدم چیزی برای دست دادن نداشته باشد هم بعید است چنین سلفی ای بگیرد. شما ببینید که کار حنیف و آرش به کجا کشیده است!
تیکه ی “پر از حرف های ناگفته” حمیدرضا آذرنگ به حسن فتحی و عوامل سریال شهرزاد. خب حمیدرضا جان با کُلت کمری که تهدیدت نکرده بودند! این چه جَوی است به راه انداخته ای؟! بازی نمیکردی خُب! 
علی عمرانی و سامان احتشامی در حال انجام دادن یک کار سخت و با کیفیت. سختی کار کاملاً در وجناتِ چهره سامان قابل لمس است! 
آزاده خانم صمدی یکی دیگر از چهره های پرطرفدار و پر خاطرخواهِ فضای مجازی در حال ورود به یک مراسم هنری. آن دو نیمچه طُره را هم بیرون انداخته تا خدایی ناکرده یک موقع فکر نکنیم به بیماری کچلی مبتلا شده است! 
بهاره رهنما، بیژن بنفشه خواه و این عزیزِ کوچک در یک کار سینمایی نقش یک خانواده را اجرا خواهند کرد. از آن کارهای سینمایی که هیچوقت رنگ سینما را نخواهد دید و در بهترین حالت در بوفه ی سینما به فروش خواهد رفت!
به گزارش پارس ناز سلفیِ رستورانی عزیزانِ هم تیمی در یک تئاتر. یا حضور رویا میرعلمی، سارا حدادی، نرگس محمدی (همه نرگس خانم های جمع ما را ببخشند)، 4 پیکسل از ایرج خان راد، علیرضا آرا و جناب فرهاد آئیش به عنوانِ سردرمدارِ سفره.
ممنون از حمیرا خانم ریاضی که دو پست از کودکی اش را در یک پست خلاصه کرد. کاری که هر کسی حاضر به انجام آن نیست! 
عکس یادگاری حامد بهداد در کنار فرزاد حسنی و بزرگان عالم دوبلاژ در استودیو دوبله کوالیما. استاد خسرو خسروشاهی، استاد چنگیز جلیلوند و استاد منوچهر والی زاده. احتمالاً حامد در یک پروژه در کنار عزیزان حضور دارد و جای یک کاراکتر عصبانی و روانی صحبت خواهد کرد.
پیام صالحی و عکسی جالب از دوران کودکی که در حال کمک به خواهر کوچکترش برای استعمالِ پستانک است! 
وقتی در یک جاده ی برهوت بنزین تمام کنی و گرسنگی هم بر شما مستولی گردد و با این حال بخواهی سلفی بگیری و به اشتراک بگذاری، چنین کپشن های بی ربط و عجیبی دور از انتظار نیست! 
لیندا کیانی در کنار داداش جان و زن داداش جان در حاشیه یک میهمانی خانوادگی. 
ژیلا صادقی و همسر جان به همراه المیرا شریفی مقدم و همسر جان و همچنین مرجانه خانم گلچین در حاشیه یک مراسم هنری.
پست جالب آتیلا پسیانی به مناسبت تولد دختر هنرمندش ستاره. تبریک دوباره به ستاره عزیز. 
الهام خانم حمیدی از آیندهوون هلند این پست را آپلود کرده اند. الهام جان بگذار دو روز از سفرت بگذرد و بعد آرزوی سلامتی برای همه هموطنانِ سرتاسر کره خاکی بکن! 
عکس یادگاری محمود شهریاری در کنار بانو پری صابری، نویسنده و کارگردان نامی تئاتر کشورمان پیش از اجرای تئاتر “شمس پرنده” یکی از محبوب ترین نمایش های این روز ها. 
سلفی متین ستوده در کنار نگار عابدی و سایر همکاران پروژه “نرگس مست” ساخته جلال الدین دُری کارگردان جوان و جویای نام سینما. “نرگس مست” پیش از این، نام یکی از آلبوم های موسیقی حسام الدین سراج هم بوده است که این تشابه و در واقع یکی بودنِ عناوین می تواند برای فیلم آقای دُری مشکل ساز شود. 
میترا حجار و گریم قجری اش در این پروژه. بنظر فیلم جالبی می آید. 
انحلال همزمان دو باشگاه بزرگ و پرطرفدار رئال مادرید و منچستر یونایتد را خدمت هواداران این دو باشگاه تسلیت عرض می کنم. دلیل این اتفاق، خودکشی همزمان تمامی مالکین، مربیان و بازیکنان این دو باشگاه اعلام شده است. دلیل این اقدامِ گروهی و غم انگیز همچنان در ابهام است. 
این عکس بدون توضیح با شلوارک تو فضای سبز و خیره به کلاغِ روی درخت از علی آقا کریمی چند تا لایک دااره؟؟؟ چند تاااا؟؟؟ چنـــــد تااااااا؟؟؟ 
جان؟؟ 212 هزار تا این لحظه؟!

اوکی 😐
درخشش بی سابقه و غرور آفرین دختران والیبالیست کشورمان در قالب تیم بانک سرمایه در مسابقات آسیایی یکی از بهترین اتفاقی ورزشی این چند روز بود. البته این درخشش با کم لطفی رسانه ملی و عدم پوشش اخبار مربوط به آن همراه بود و به جایش اخبار مسابقات موتورسواری در فرانسه پخش می شد.

 

البته نباید زود قضاوت کرد، شاید آن مسابقات موتورسواری مهم تر از درخشش دختران کشورمان در ینگه دنیا باشد و ما نمی توانیم آن را تشخیص داده اهمیتش را درک کنیم! همین حالا که در حال روده درازی هستم خبر رسید این عزیزان یکی دیگر از بازی های خود را هم با پیروزی پشت سر گذاشته اند.

 

طبل شادانه ها را در بیاورید به افتخار دختران والیبالیست کشورمان. لطفا با ریتمِ آذری طبل ها را بکوبید که من هم بتوانم همراهی تان کنم، ممنون. (از جای خود بلند میشود و …)
سلفی عباس غزالی که قرار بود عمق و شدت مغموم بودن او را نشان دهد، ولی خب…
خداوند همه پدران سفر کرده و همچنین پدر عباس عزیز را بیامرزد.

عکس یادگاری شقایق دهقان در کنار عمو پورنگ و مادرِ دوست داشتنی اش. 
نوبت اندیشه و کپشن برتر شماره پیش رسیده است:

“اندیشه فولادوند وقتی که همچنان منتظر عکس کارت ملی لیلا بلوکات در اینستگرام است.” کپشنی از نیلوفر خانم که مورد پسند اکثر شما عزیزان قرار گرفته بود.
روز گذشته سالروز تولد 91 سالگی بانو شهلا ریاحی بود. بازیگر و کارگردان پیشکسوت و تکرارنشدنی سینما و تئاتر کشورمان. آرزوی سلامتی و زندگی با عزت داریم برای بانو ریاحی و این روز را به ایشان و جامعه تئاتر و سینمای کشور تبریک عرض می کنیم. پست تبریک بهاره رهنما به همین مناسبت را شاهد هستید. 
#سخن_بزرگان #جملات_قصار #هایلایت #اکستنشن
حمید جان با دیدن این صحنه خستگی ات در رفت؟! من جای شما بودم احساس خطر و وحشت می کردم و هر چه سریع تر گاراژ را ترک می کردم!

خودش هم در کنار عکس یانگوم! (آب دهان خود را قورت می دهد)
خاطره بازی خشایار اعتمادی با ترانه ای که حدود بیست سال پیش خوانده است، با شعری از مریم حیدرزاده. همه این ها به کنار، بیست ثانیه به عکس عزیزان و حالت صورتشان در این پست نگاه کنید.

همین :))
عکس خانوادگی شیلا خداداد و کامنت پر از گل کوروش تهامی برای این عکس. چهره های عزیز با این ویژگی جدید اینستاگرام باید بیش از قبل مراقب کامنت های خود باشند! 
اگر هم میخواهید عکس “خیره به افق” بگذارید، مثل جناب عرب نیا از قلب جنگل های آمریکای جنوبی و رو به افق ساحل اقیانوس آرام بگذارید که دیگر حرفی برای گفتن نماند!
سلفی خیلی خیلی یهویی شهاب عباسی در کنار استاد رضا کیانیان و بزرگمهر حسینپور در جایی که به آن اشاره نشده است، ولی فکر کنم دفترِ بزرگمهر است. 
سلفی امیرمحمد زند و برادرش در کنار یک ماهی قزل آلای خال قرمزِ کوهستانی که با این همه ویژگی و صفات بارز باید تا آخر عمر، با عزت و آبرو در یک آکواریوم زندگی می کرد، نه اینکه خوراکِ عزیزان شود. حیف که روزگار هیچگاه هیچ عزیزی را به آنجا که حق واقعی اوست نمی رساند!
تبریک به ساره خانم جوانمردی که اولین طلای کاروان پارالمپیک را برایمان به ارمغان آورد. امیدواریم در سال های آینده طلاهای بیشتر از خانم جوانمردی ببینیم. 
آقای بازیگر در گذر زمان. البته بین عکس و دوم و سوم فاصله زمانی یک مقدار بیش تر از حد معمول است که به بزرگی خودتان ببخشید! 
ارژنگ امیرفضلی، محمدرضا هدایتی و علی مسعودی در حال خوشگذرانی در پشت صحنه کار جدیدشان در آمل. 
شرح مبسوط بنیامین بهادری از جشن تولد 34 سالگی اش که این جشن برای او یک پیانو، یک موتورسیکلتِ وسپا، دو جلد کتاب، یک جفت کفش، کت، کلاه، ساعت، عطر، تابلوی خطاطی، ساز الکترونیک و خیلی چیز های دیگر به همراه داشته است. بارانا جان هم که فعلاً بابا بِنی را سرکار گذاشته

 

و خبری از کادو نیست! خلاصه این تولد شاهانه را به بنیامین تبریک عرض می کنیم و با سعه صدری فوق العاده از گفتن عبارت “کوفتت بشه” خودداری می کنیم!
دورهمی بیادماندنی افشین زی نوری در کنار دانیال حکیمی و خانواده محترم.
نیما شاهرخ شاهی و مریم معصومی قرار است در یک سریال مناسبتی که در ماه محرم پخش خواهد شد، بازی کنند. انتخاب نیما برای این سریال ها گزینه کم هزینه ای است، چون از لحاظ گریم و لباس همیشه آماده است. موهای پریشان و شال گردنِ هنری، تنها عناصری که برای ایفای نقش یک پسر یاغی و ناباب لازم است!

 

نامش در فیلم هم کاملاً ایرانی است که عناصر بالا را تکمیل میکند! چون اگر نامش در فیلم مثلاً حمیدرضا بود، با این شالگردن و موها، اِرور میداد و درست کار نمی کرد!
وقتی در یک مراسم اکران بُرد و بومِ مخصوص در نظر گرفته نشود، زحمتش برای عزیزِ خدماتی آن سالن می مانَد و بس، که باید پس از مراسم شیشه را از امضاهای عزیزان پاک کند!
ویدا جوان با این سلفی ما را با خانواده کوچکشان در استنشاق اکسیژن ناب در ارتفاعات تهران، سهیم کرد. البته هوای تهران اوضاعش آنقدر خراب است که در ارتفاع سی هزار پایی اش هم هیچ اکسیژن نابی یافت می نشود، چه برسد در بام تهران! 
مجید جان از این جذاب تر نداریم کلا. آنقدر جذاب که… بفرما! ناخودآگاه رگم را زدم! 
بهرام رادان پس از اکران بارکد در لس آنجلس راهی استرالیا شد تا فیلم در آنجا هم اکران شود و مقصد بعدی ایشان برای اکران این فیلم، انگلستان خواهد بود. در حال حاضر تنها نگرانیِ ما، ساعت خواب بهرام رادان است، چون این موضوع خدایی نکرده میتواند در میزان برق چشمان بهرام تاثیر منفی بگذارد و سینمای ایران را با خسارت جبران ناپذیری همراه سازد!
احسان حدادی بالاخره به وطن بازگشت. من جای احسان بودم با توجه به شرایطی که برای پایش پیش آمده، یک هفته دیگر هم در ریو می ماندم و شانسم را در پارالمپیک هم امتحان میکردم! 
باخبر شدیم استاد اسماعیل شنگله، بازیگر با اخلاق و کهنه کار سینما و تلویزیون چند صباحی بود که درگیر بیماری سرطان بودند و خوشبختانه در حال حاضر توانسته اند جلوی پیشرفت آن را بگیرند. آرزوی سلامتی داریم برای این بازیگر خوب کشورمان و امیدواریم هر چه سریع تر سلامتی کامل حاصل گردد.
عکس یادگاری اعضای گروه تئاتر “همسایه آقا” در آخرین شب های اجرای آن. با حضور شهرام حقیقت دوست، رویا میرعلمی، امیررضا دلاوری، فریده سپاه منصور، خاطره اسدی، مهدی پاکدل و سایر عزیزان هنرمند. 
با این عکس دیدنی از باران کوثری در لُپ سالگی، این مطلب را به پایان می رسانیم. ممنون از اینکه امروز هم با ما همراه بودید.
یا علی.

 

برترین ها

 

 

عکس بازیگران و افراد مشهور در شبکه های مجازی (108)

نوشیدنی طبیعی موثر برای ترک سیگار

نوشیدنی طبیعی موثر برای ترک سیگار

نوشیدنی طبیعی موثر برای ترک سیگار 

اگر می کشید بدانید که بدن شما پر از سم است و در مواقع بحرانی و استرس حتما باید سیگارتان همراه شما باشد و ریه های شما هم اوضاع بحرانی دارند. آیا بیش از ۳ سال است که سیگار می‌کشید؟ یا اخیرا سیگار را ترک کرده‌اید؟ آیا در محیطی آلوده به آلایندهای سمی زندگی می‌کنید؟ اگر این طور است باید بدانید ریه های شما پر از مواد سمی است و تمیز کردن آنها ضروری‌تر از ضروری است.

 

از این رو، این نوشیدنی طبیعی را به شما توصیه می‌کنیم.
این نوشیدنی ترکیباتی جادویی مانند زردچوبه، زنجبیل و پیاز دارد.

 

زردچوبه:

زردچوبه به دلیل مواد معدنی و ویتامینش خواص آنتی باکتریایی، ضدسرطانی و ضدویروسی دارد

 

زردچوبه به دلیل مواد معدنی و ویتامین هایش خواص آنتی باکتریایی، ضدسرطانی و ضدویروسی دارد.این ماده‌ همچنین حاوی اسیدهای چرب امگا ۳ است. با این ادویه ی شگفت انگیز برنامه‌ی غذایی روزانه تان را غنی می‌کنید.

 

زنجبیل:

زنجبیل خلط اضافی از ریه های تان خارج می کند

 

زنجبیل به دلیل خواص شفادهنده‌اش از دوران کهن استفاده می‌شود.زنجبیل یک ادویه‌ی قدیمیِ شناخته شده است و علاوه بر دیگر خواص شفابخشی که دارد، کمک‌ می کند خلط اضافی از ریه های تان خارج شود.

 

پیاز:

در پیشگیری از بیماری های دستگاه تنفسی، پیاز به طور خاص موثر و کارآمد است

 

پیاز به دلیل دارا بودن خاصیت ضدسرطانی‌ معروف است و می‌تواند در شرایط جدی متعدد یک دوست بی‌نظیر باشد.در پیشگیری از بیماری های دستگاه تنفسی، پیاز به طور خاص موثر و کارآمد است.

 

مواد لازم برای تهیه معجونی برای ترک سیگار :

 آب  ۱ لیتر
عسل (یا شیره‌ی درخت افرا)  ۴۰۰ گرم
 زردچوبه ۲ قاشق سوپخوری
 ریشه‌ی زنجبیل به اندازه‌ی یک انگشت شست
پیاز تقریبا هم اندازه‌ی زنجبیل یک عدد

طبق دستورالعمل زیر می‌توانید به راحتی این نوشیدنی را تهیه کنید:

 

ابتدا ۴۰۰ گرم عسل را به آب بیفزایید.
این ترکیب را روی شعله بگذارید و صبر کنید تا بجوشد.

 

پیاز و زنجبیل را خرد کنید و داخل مواد در حال جوش بریزید.

دوباره صبر کنید تا مواد به جوش بیایند، سپس زردچوبه را اضافه کنید و شعله را قدری کم کنید.

 

این ترکیب باید بپزد تا زمانی که آب آن به نصف برسد.
مواد را از صافی بگذرانید و آن را درون یک ظرف شیشه ای بریزید.

 

صبر کنید نوشیدنی خنک شود و سپس آن را درون یخچال بگذارید.
این نوشیدنی باید همیشه در یخچال نگهداری شود.

 

می‌توانید آن را مانند یک معجون هر روز صبح و عصر مصرف کنید.صبح‌ها دو قاشق از آن را با معده‌ی خالی بخورید، و عصرها همین میزان را دو ساعت بعد از یک وعده‌ی غذایی بخورید.

 

 

نوشیدنی طبیعی موثر برای ترک سیگار

آلبوم داغ عکس بازیگران و هنرمندان مشهور ایرانی (107)

آلبوم داغ عکس بازیگران و هنرمندان مشهور ایرانی (107)

آلبوم داغ عکس بازیگران و هنرمندان مشهور ایرانی (107)

تصاویر معروف ایران در شبکه های اجتماعی را در زیر می بینید. از واکنش امیرمهدی ژوله به دستگیری اتباع بیگانه تا عکس های بهاره رهنما همگی را در زیر ببینید. 

پریناز ایزدیار : ابد و يك روز در جشن منتقدان هم پيشتاز دريافت جوايز است,,,در سالهاى اخير سابقه نداشته فيلمى هم در جشنواره فجر، هم جشن خانه سينما و هم جشن منتقدان مورد توجه قرار بگيرد.
آرش میراحمدی : مارو بیخیال …. پلو بچسب
آزاده نامداری : كعبه يك سنگ نشان است كه ره گم نشود…حاجي احرام دگربند وببين ياركجاست…پ.ن.تسليت به بازماندگان فاجعه ي تلخ منا….
الناز حبیبی : محبوب ترين عبادت….آزار نرساندن به ديگران است …
الیکا عبدالرزاقی : تولدت مبارك داداشى جونم صدو بيست سالگيت عزيز دلم .اين كيك الان مناسبه؟نه مناسبه آخه؟😂😂😂😂😂خودم خريدم كيكو 😅😅😅😅❤️❤️❤️🌺🌺🌺💐💐💐💐💐
امیرمهدی ژوله : بني ادم اعضاي يكديگرند…دقيقا كدام عضو يكديگرند؟؟؟…همين روزهاي شيراز
آنا نعمتی : صبح بخير وروزتان پر از عشق و شادي
بنیامین : از فريد عزيز گرفتم تا موتور زيبايى كه شايلى جان باهاش غافلگيرم كرد و شديداً ياد سن هفده هجده ام انداخت # الان كفش دارم # كت دارم # كلاه و ساعت دارم # عطر دارم # تابلوى زيباى خط دارم # ساز الكترونيك كوچك و سفرى دارم # بسيار پيام تبريك دارم # كلى پست زيبا واسه تولدم دارم #

 

حتى فيش كمك به خيريه اى دارم كه از طرف من پرداخت شده ولى من حتى روحم خبر نداشته و اين يكى از قشنگ ترين هاش بود # خودم هم واسه خودم پيانو خريدم # بارانا هم قول يه نقاشى خوب داده ولى هنوز خبرى نيست # از همه تون ممنونم # چه اسم تون رو بدونم و چه ندونم دلم و خوشحال كردين # خدا كنه هميشه شاد باشيد
١٥٠-
جز تو
من
حرف عاشقى
از كسى
دلم نمى خواد
١٥١- سى و چهار.
بهاره رهنما : خانواده كار سينمايي جديد من چشم به توان دو به كارگرداني رحيم بهبودي فر 🤓
بهاره رهنما : اين بانو “مينو جان غزنوي “است ،افتخارداشتم چند شب پيش افتخار داشتم در شب بزرگداشت صدا در رستوران چنور در خدمتشون باشم ! حرف كه ميزدن انگار همه روياهاي جواني من جون گرفته بود و جلوم بود ، هميشه مديون مهر و هنرشون هستم و براشون بهترين ارزوها رو دارم🙏🏼💐

 

پي نوشت : خانم مريم شيرزاد و خانم ميتو غزنوي رو به اسم اشتباه گرفتم بماند كه اين دو ملكه صدا در ذهن من شباهت زيادي به هم دارند:)و بعد يك ربع قرن ( بيست و چهار سال) اين جايگزيني در ذهن من صورت گرفته بود، به هر روي با پوزش بانو مريم شيرزاد عزيز به جاي من صحبت كردند در اولين فيلمم افعي ساخته زنده ياد محمد رضا اعلامي🙏🏼
به گزارش بهرام رادان : ممنونم از هموطنان عزيزم در سيدنى، ديشب فوق العاده بود، مثل اكران موفق امريكا. امشب ملبورن و دوشنبه شب در بريزبن و يكشنبه ١٨ سپتامبر در لندن (انگلستان) همراه شما به تماشاى باركد خواهيم نشست، به اميد ديدار
پرستو صالحی : با رفقاي جانم رفقايي كه از بچگي باهاشون بزرگ شدم و شدن خواهر و برادرهام جاتون خالي رفتيم ديدنِ فيلم بي نظيرِ فروشنده با بازي درخشانِ شهاب حسيني و ترانه عليدوستي و قصه و كارگرداني شاهكارِ اصغر فرهادي حتما ببينيد رفقا كه از دستتون ميره 🙏🌹 كسرا جانم جات خيلي خالي بود داداشي🌹❤️
پریناز ایزدیار : اسم آهنگ ناخوش از استاد شهيار قنبرى ❣
تینا آخوندتبار : ديروز افتتاحيه گالرى جانان جانان خانم تهمينه ميلانى❤️😍طراح لباس دوست عزيزم سحر نقى زاده.عكاس نازى خانوم خوش اخلاق😉
حسین پاکدل : به اتفاق عاطفه در كنار انسان والا و گرانقدر پرفسور كيوان مزدا
حمیدرضا آذرنگ : سال 69، سربازی منطقه ی سومار
روناک یونسی : روزتون زيبا👋🏻
سام نوری : اكران آى آدم ها…
سحر قریشی : ‏مراقب حرف هايى كه ميزنيم باشيم 🗣👤🗣👤
شیلا خداداد : فرزين جانم تولدت مبارك❤️❤️❤️🌹🌹🌹💋💋💋💚💚💚🎂🎂🎂
شیلا خداداد و خانواده
عباس غزالی در مراسم اکران خصوصی فیلم قیچی
علی پروین : ناصر خان روحت شاد
علی ضیا : تولدت مبارك رفيق جان
علیرضا نیکبخت : الهى دايى دورت بگرده…خوش اومدى به اين دنيا عشق روزا خانم🎉🎉🎉🎉🎉🎉🎉🎁🎁🎉🎁🎉🎉🎉🎉
لیلا اوتادی : سريال آرام ميگيريم
لیندا کیانی : برادر عزيزم شاهرخ و آزاده ى عزيز
ماه چهره خلیلی : کارهای خوب همیشه زود تمام میشن … پایان فیلمبرداری نیمکت به کارگردانی خانم فلورا سام
مهدی امینی خواه : همین الان یهویی دروازه قرآن شیراز
مهدی مقدم : اینم از گریم کار آخرم که ان شاالله و به لطف خدا، میدونم که خوب از آب در میاد.
مهناز افشار : دخترای والیبالیستمون خیلی بی‌سر و صدا می‌درخشند…ممنون برای این نتایج عالی در جام باشگاه‌های آسیااین دختران قهرمانان تاریخ‌ساز هستند
مونا احمدی : ماه و ستارگان من🌙🌟
میترا حجار : امروز در حمايت از پويش سه شنبه هاي بدون خودرو با دوستان هنرمند حامي محيط زيست، بهزاد خداويسي عزيز و دكتر آخاني گياه شناس برجسته كشورمان از پارك لاله تا خانه هنرمندان ركاب زديم 💪
نرگس محمدی : عشق عمه بهش گفتم امير حسين تكون نخور تا برسيم كمربندشو بستم تا مقصد تكون نخورد من فداي تو بشم
نفیسه روشن ‏: پنجشنبه است و دوباره دلم برای پدربزرگي که ندارمش تنگ است.😔
پنجشنبه است و چقدر جای خالی بعضیها رو زیاد احساس میکنیم
به رسم کهن، ياد ميکنيم از آنها که
وقتشان و مکانشان از ما جداست..😥
ياد ميکنيم از آنها که دلتنگشان ميشويم..😭
ياد ميکنيم از آنها که هنوز دوستشان داريم..😊
دلمان گرم به خاطره پدرهايی که نيستند، 😔

 

مادرهايی که رفته اند..😔
فرزندانی که زودتر ازپدرومادرشان رفته اند…😔
دلمان گرم به ياد خواهرها و برادرهايی که سفر کردند..🙁
به ياد آن عشق های بار بسته.. 🙁
فاتحه ای ره توشه ميکنيم.. باشد که پروردگار بيامرزدشان و بيامرزدمان..☺️
الهی آمين.🙏

 

 

آلبوم داغ عکس بازیگران و هنرمندان مشهور ایرانی (107)

کاریکاتورهای زیبا به مناسبت روز سینما

کاریکاتورهای زیبا به مناسبت روز سینما

کاریکاتورهای زیبا به مناسبت روز سینما 

روز سینما هم فرارسید سینما هنر هفتم در جهان می باشد و جایگاه والایی در همه دنیا دارد. زیبایی درباره روزسینما در ایران در زیر آماده کرده ایم: 

کاریکاتور سینما

کاریکاتور روز سینما

جشن روز سینما

روز سینما کاریکاتور

 کاریکاتور سینمای ایران

کاریکاتور سینمایی

کاریکاتور روز سینما

 روز سینما

 

 

کاریکاتورهای زیبا به مناسبت روز سینما

درباره مهمان خانه مردم خوزستان

درباره مهمان خانه مردم خوزستان

درباره مهمان خانه مردم خوزستان 

بسیاری از فرهنگ های اصیل ایرانیان با آمدن عصر جدید در حال فراموشی است مانند مهمان خانه اعراب که تقریبا در حال از یاد رفتن است. کلمه مضیف از ضیافت یا مهمانی گرفته شده است. در زمان قدیم 99 درصد خانه های اعراب، محلی مخصوص برای پذیرایی از مهمانان خود داشتند.

 

مضیف، کپر یا اتاقی بزرگ در کنار محل زندگی یا خانه شیخ است که در گذشته کارکردهای بسیاری از جمله رتق و فتق امور قبیله، داوری و حل اختلاف، تبادل اخبار و اطلاعات را داشت.مردم خوزستان از گذشته های دور به دنبال ساخت سازه هایی بودند که در گرمای طاقت فرسا خنک باشد و در سرما گرم.

 

به همین منظور فرشی از نی در و دیوار اتاقکی می شد برای پذیرایی از مهمانان بزرگان قوم (شیوخ) یا کسانی که مکنت مالی دارند.ساخت مضیف و متصل کردن نی ها به یکدیگر کار مشقت آوری است. نی‌‌ها دو پوسته متفاوت دارند که در مرحله اول سازندگان مضیف یک پوسته را از نی‌‌ها جدا می‌‌کنند. نی‌‌های پوست گرفته شده، بیشتر برای ستون‌های اصلی و فرعی استفاده می‌‌شوند.

 

پس از کارگذاشتن ستون‌ها درون گودال‌‌ها و تثبیت آنها با چوب‌های بلند و فشار آوردن از دوطرف به ستون، نوبت به محکم کاری ستون می‌‌رسد. محکم‌کاری با ملاط کاهگل انجام می‌شود. بعد از یک تا دو شبانه‌روز با خشک شدن ملاط ستون‌ها محکم می شوند.

یکی از رسوم رایج در مضیف مراسم قهوه خوری نام دارد

 

بعد از نصب ستون‌ها مضیف آماده است و نوبت به فرش و تزئینات داخلی آن می‌رسد. مضیف با فرش‌های دستباف، بالش‌های خوش‌رنگ‌پر، منقل زیبا، دله و فنجان‌های قهوه‌ و عود‌های خوشبو و هنرهای محلی تزیین می‌شود.

 

یکی از رسوم رایج در مضیف مراسم قهوه خوری نام دارد. امروزه این مراسم رونق خود را از دست داده و بیشتر در مراسم عزا، عروسی، میهمانی شیوخ و جشن‌های خاص مانند عید قربان و فطر برگزار می‌شود. با این حال مشکلاتی که در دادگاه‌ها حل و فصل نمی‌شود، شاید در مراسم قهوه‌خوری با خوشی پایان یابد.

 

در مضیف شیخ دستور آماده سازی قهوه را می دهد. هنگامی که اولین قهوه آماده سرو می شود، میزبان آن را در ظرف کوچکتری ریخته سپس این مراسم آیینی با زیرکی و دانایی ادامه می‌یابد. به این نحو که میزبان ظرف را در دست چپ و فنجان مخصوص قهوه خوری که فنجانی بدون دسته است و فنیان خوانده می شود را در دست راست گرفته، از سمت راست مجلس شروع به سرو قهوه می کند.

مضیف های عربی

 

میزبان پس از ریختن قهوه درون فنجان، آن را به نوک ظرف می‌زند و برای تعارف با دست راست بدون این‌که کمر را خم کند فنجان قهوه را به میهمان تعارف می کند و میهمان نیز با دست راست قهوه را دریافت می‌کند و بدون زمین گذاشتن فنجان آن را میل می کند. اگر گیرنده فنجان پس از نوشیدن قهوه، فنجان را بدون هر گونه حرکتی به میزبان برگرداند، بدین معناست که درخواست فنجان دیگری دارد.

 

تعداد مضیف های موجود در خوزستان که تنها شهر دارای مضیف است بسیار کم شده است به گونه ای که تنها دو مضیف بزرگ و سالم به جا مانده است.

 

 

درباره مهمان خانه مردم خوزستان